شاید دیر باشه ولی باز شروع می کنم
شاید باور نکنی من می تونم ازه می تونم
هيچ گاه كس نديده است مرگ عشق را
و هر گاه عشقي مرده است گفتند هوس بود وبس
چه رابطه اي يست ميان اين عشق و هوس كه انگار هر دو قفس اند
ولي يكي زنداني كوتاه مدت و ديگري محكوم به حبس ابد
گويند عشق زماني خوش است كه به معشوق نرسند
چون هركس كه نرسيد جاودانه ماند و هر كس كه رسيد به يار
به لطف روزگار كه اگر عنايت به ان زياد كند در پاورقي اسم
كوچكي از ان مي بيني
اين است پاداش يك عمر درصدد رسيدن به معشوق كه اگر رسيدي
محو خواهي شد واگر نرسيدي از زجر نرسيدن از جمع كساني
كه نفس ميگشند محو مي شوي.
تظاهر كردم كه از پيشه تو ميرم
ولي غافل از اين كه بي تو مي ميرم
تظاهر كردم كه جدايم
ولي ديدم كه بي راهه ميرم
تظاهر كردم كه خوبم
ولي تو ميدوني كه نبودم
تظاهر كردم به هر چي نيستم
ولي انگار من لايق تو نيستم
تظاهر كردن ديگه تمومه
من اون چيزي كه تو مي خواي نيستم
ز خيالي كه پروراندم پشيمانم
گرچه هنوز از دوريت گريانم
ز ديار جديدت نامه ي نرسيد به دستم
ايا جزخيال كسي مي رساند دستت را بدستم؟